تبليغاتX
مخالفم و امضاء می کنم مخالفم و امضاء می کنم آزادی بیان
جمعه 1388/07/24 | 20:4
انسان از شکست‌های پیش آمده در تاریخ باید درس بگیرد و اگر افرادی مانند سلطان محمد خوارزمشاه باعث شکست‌های بسیار در ایران شده‌اند و انسان‌های ابلهی بوده‌اند، ما باید به جای حذف آنها از اقدامات آنها عبرت بگیریم.

این نظر یک نظر ناپخته‌ای است که از سوی افراد بیکار و کم‌سواد داده شده است. مگر می‌شود طی طرحی نام پادشاهان را از این مملکت حذف کرد که یک سری آدم بی‌معلومات برای شیرین زبانی در یک جلسه این نظر ناپخته را می‌دهند.

چند وقت پیش قانونی گذاشتند که عمل جراحی زنان را مردان نمی‌توانند انجام دهند. مگر ما چند جراح زن در ایران داریم که مردان را از انجام این کار منع می‌کنند. قانونی که هیچ وقت اجرا نشد همانگونه که حذف نام پادشاهان امکان‌پذیر نیست و غیرممکن به نظر می‌رسد.

پادشاهان از خود ما بوده‌اند و در میان مردم ایران قرار داشتند. در تمام دنیا تاریخ ملت‌ها به قرون قدیم، قرون وسطا، عصر جدید، قرون معاصر و عصر اتم و فضا تقسیم شده است و ما نمی‌توانیم این بخش‌ها را از تاریخ ایران حذف کنیم.

با این حرف‌ها و نظریه‌ها فقط وقت مملکت را هدر می‌دهیم. در حالی که امور مهم‌تری وجود دارد که می‌توان به آنها رسیدگی کرد. جزایر خلیج فارس که غیر از 4 جزیره بقیه به صورت متروکه درآمده‌اند، وضعیت مسکن جوانان، و وضعیت سیستان و بلوچستان و بسیاری دیگر از مشکلات را کنار گذاشته‌ایم و از روی بیکاری به تاریخ گیر داده‌ایم.

افرادی که به حذف نام پادشاهان می‌اندیشند می‌خواهند به تاریخ این مملکت ضربه بزنند و آینده را خراب کنند و بعد از چند سال عنوان می‌کنند که ما اشتباه کردیم.تقاضا دارم برای این آقایان بیکاره کار جور کنند تا این قدر به تاریخ گیر ندهند.

با این کار دیگر هیچ کس درس تاریخ را نمی‌خواند و دانش‌آموزان از درس تاریخ بدشان می‌آید. درس تاریخ مرده‌ترین درس ایران شده و علت آن هم نظریاتی است که اینگونه افراد داده‌اند.

                    اینم کاریکاتور حذف نام پادشاهان از کتب درسی


بدست : سعید |
پنجشنبه 1388/07/16 | 12:56
يه روز يه دونه مرده بود كه تازه به رحمت خدا رفته بود اين مرده رو زمين بود اما روحش تو آسمون.

يك دفعه اين روح وارد بدن شد .در اين ميان يك احساسي به وجود اومد كه نه ميتونست بيان كنه كه

روح ميتونه اجسام رو لمس كنه نه ميتونست بيان كنه كه جسم ميتونه خودش تكون بخوره. اما ميگفت

روح در قالب جسم قرار ميگيره و حركت اون حركت جسم هم هست .حالا هر وقت اراده ميكرد هم روحش جابه جا ميشد هم جسمش.

 اين آدم به خاطر اين موضوع حركات روح و جسم رو درك ميكرد كه خودش يه بار از جسم خارج شده بود. حالا احساسش اين بود كه دو مستقل خاص ميتوانند يك كار را در يك زمان انجام دهند.

در اين جا جسم معطوف روح بود و روح معطوف زمان. وهر دو يك عمل ظاهري رو انجام ميدادند.

حالا همون فرد شب خوابيد و احساسي داشت كه تا به حال آن رو نديده بود.اما بعد از بيدار شدنش يك

احساسي بهش ميگفت كه تو اون حوادث رو ديدي يعني حادثه اي مستقل از مكان و با در نظر گرفتن زمان .

حال اگر روح مستقل از زمان باشد آن حوادث در زمان (زمان سپري شده در همان خواب ديدن) روي داده.

مثل ديدن شب وروز .پس اين ميان رابطه اي ميان اين جهان و روح باقي ميماند كه مستقل از جسم است.

و از (نظر احتمالي 10%) همان حواس بوده كه باروح در ارتباط بوده و اين ارتباط قابل رويت نيست اما وجودش حقيقت است كه همان عمل انجام گرفته رو در دو حالت شبيه به هم پردازش ميكند (بووووف)

مغزم سوراخ شد.

البته زياد مهم نيست اما انتقاد كنيد جالبه


بدست : سعید |
دوشنبه 1388/06/09 | 16:19
نظريه پزشكي قانوني:
روح الاميني بر اثر بيماري نمرد
 پزشکي قانوني کشور هر گونه ابتلاي محسن روح الاميني را به بيماري مننژيت كه در جريان بازداشت بخاطر شركت در تجمع 18 تيرماه گذشته در بازداشتگاه كهريزك درگذشت، رد كرد و در گزارشي رسمي گفت كه اصابت جسم سخت به سر باعث مرگ او شده است.
 

محسن روح الاميني دانشجوي دانشگاه تهران، فرزند دكتر عبدالحسين روح‌الاميني نجف‌آبادي بود كه دبيرکل حزب توسعه و عدالت ايران اسلامي، استاد دانشكده داروسازي دانشگاه تهران و رييس سابق انستيتو پاستور است. او عضو شوراي مركزي جمعيت ايثارگران انقلاب اسلامي و مشاور انتخاباتي محسن رضايي در جريان انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري نيز بوده است.

خبرگزاري مهر به نقل از يک منبع آگاه گزارش داد: کميسيون پزشکي قانوني کشور در تاريخ 25/5/88 نتيجه نهايي و نظريه رسمي خود در باره علت فوت محسن روح الاميني را به مراجع قانوني و طرفين ذيربط ارائه كرده است.

وي افزود: بر اساس اين گزارش ، مرگ ناشي از استرس هاي فيزيکي ، شرايط بد نگهداري ، ضربات متعدد و نيز اصابت جسم سخت به سر و بدن عنوان شده و قويا ابتلاي آن مرحوم و فوت به علت بيماري و مننژيت نفي شده است.

اين منبع آگاه در خصوص محل حادثه نيز گفت: مرحوم محسن روح الاميني در بازداشتگاه کهريزک زنداني بوده و در شرايط نامناسب جسماني در حال انتقال به زندان اوين بوده که با توجه به تشديد حالت بد جسماني از ميانه راه به بيمارستان منتقل شده و متاسفانه فوت نموده است. بدين ترتيب وي اصولا در زندان اوين پذيرش نشده بود.

نظريه پزشكي قانوني در حالي اعلام مي شود كه برخي رسانه ها، علت مرگ او را ابتلا به بيماري مننژيت بيان كرده اند.

 


بدست : حمید فاتحی |
چهارشنبه 1388/05/21 | 15:50
این نامه را کروبی ۱۳ روز پیش برای هاشمی نوشته بوده و ده روز برای علنی کردنش صبر کرده. موضوع اصلی نامه هم تجاوز به زندانیان در بازداشت‌گاه‌هاست.

حضور محترم آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی
ریاست محترم مجلس خبرگان رهبری

با سلام و احترام

بعد از برگزاری انتخابات دهمین دوره ریاست‌جمهوری، حوادث تلخی به وجود آمد که به طور مفصل در خصوص آن، هم از سوی جنابعالی، هم از سوی افراد، گروه‌ها و رسانه‌های مختلف به آن پرداخته شد.

از دستگیری‌های بی‌حساب و کتاب، از ضرب و شتم و وارد کردن جراحات تا شهادت فرزندان این کشور، از حمله به خانه‌های مردم تا فاجعه خونین کوی دانشگاه و برخوردهای خشن و وحشت‌انگیز حتی با خانم‌ها در سطح خیابان‌های شهر- که تاکنون سابقه نداشته است- رخ داد که بسیار قابل تامل و پیگیری است. آنچه در این میان مطرح است در خصوص برخی از رفتارهای شناعت‌آمیز است که اگر به طور متواتر از افراد مختلف که در روزهای اخیر آزاد شده‌اند، نشنیده بودم، باورشان حداقل برای من و شما که در طول قریب به نیم قرن سردی و گرمی روزگار را چشیده‌ایم سخت بود.

از برخوردهای خشن و بی‌محابا، بر سر مردم باتوم را خرد کردن، آنچنان که بعد از گذشت قریب به ۴۰ روز همچنان اوضاعشان غیرعادی است و عوارض آن روی بدنشان قابل مشاهده است.

هتاکی و ابراز دشنام و فحاشی رکیک به افراد و نثار نوامیس بازداشت‌شدگان و مردمی که برای نماز جمعه آمده بودند صورت گرفت. رفتارهایی که در فرهنگ دینی و اسلامی هیچ یک از گروه‌ها جایی ندارد و نشان‌دهنده آن است که افرادی برای این کار استخدام شده‌اند که حتی با اصول بدیهی اسلام آشنایی ندارند و البته شایعاتی نیز مطرح شده که فعلا به آن نمی‌پردازم.

احتمالا همانطور که مطلع هستید در این خصوص چندی پیش نامه‌ای خطاب به ریاست محترم قوه قضائیه ارسال کردم و جمعه هفته جاری همین نکات را به وزیر معزول اطلاعات یادآور شدم که روز شنبه در مطبوعات منتشر شد.

اما موضوعی را شنیده‌ام که هنوز از آن بر خود می‌لرزم. در دو روز اخیر که این خبر را شنیده‌ام خواب از سرم ربوده شده است. حدود ساعت دو که خود را برای خواب آماده می‌کردم. به بسترم رفتم ولی خدا شاهد است که بدون ذره‌ای مبالغه، خوابم نبرد، تا ساعت ۴ بامداد که مجددا بلند شدم کمی قرآن خواندم، دوش گرفتم تا آب کمی آرامم کند، حتی نماز صبح را نیز خواندم و تا نزدیکی‌های طلوع آفتاب خوابم نبرد.

افرادی این مطالب را به من گفته‌اند که دارای پست‌های حساس در این کشور بوده‌اند. نیروهای نام و نشان داری که تعدادی از آنها نیز از رزمندگان دفاع مقدس بوده‌اند. این افراد اظهار داشته‌اند، اتفاقی در زندان‌ها رخ داده است که چنانچه حتی اگر یک مورد نیز صدق داشته باشد، فاجعه‌ای است برای جمهوری اسلامی که تاریخ درخشان و سپید روحانیت تشیع را تبدیل به ماجرای سیاه و ننگین می‌کند که روی بسیاری از حکومت‌های دیکتاتور از جمله رژیم ستمشاهی را سفید خواهد کرد.

گمان نمی‌کنم زندانیان دوران ۱۵ ساله مبارزات قبل از انقلاب که از افراد توده گرفته تا گروه‌های مسلح مبارز التقاطی تا اعضای نهضت آزادی و موتلفه و حزب ملل اسلامی که در زندان با هم زندگی کرده‌اند، دیده یا شنیده باشند.

اینجانب این مطالب را برای شما می‌نویسم و مصرانه می‌خواهم روی این قضیه اقدام و به صورتی که صلاح می‌دانید با حضرت آیت‌الله خامنه‌ای مطرح فرمایید و با جدیت پیگیر شود تا روشن گردد اگر چنین اتفاقی نیفتاده که ان‌شاءالله هم نیست و بعید می‌دانم باشد، اعلام شود، چرا که در همین جامعه امروز و توسط خود بچه‌های بازداشتی در رسانه‌ها و سایت‌ها در حال مطرح شدن است و معلوم نیست آیندگان چه قضاوتی با شاخ و برگ دادن آن خواهند کرد. همچنان که جمهوری اسلامی و روحانیت مظلوم نیز مسوول آن شناخته خواهند شد. اگر هم خدای ناکرده رخ داده باشد، سریع با عوامل آن در هر جایگاهی برخورد و اعلام شود تا در شرایط فعلی که بازار شایعات داغ است، فرصت به فرصت‌طلبان داده نشود، همچنان که لازم است ترتیبی اتخاذ گردد تا این اقدام از سوی هیاتی عالیرتبه صورت گیرد تا افراد مورد بحث جرات بیان حقایق را داشته باشند چرا که شنیده‌ام تهدید شده‌اند که اگر مطلبی در این خصوص بیان نمایند، نابود خواهند شد.

جناب آقای هاشمی

اینجانب به خاطر اسلام و در رأس آن امام راحل و این همه فداکاری‌ها و شهادت‌ها و به قصد قربت الی الله، به‌رغم آنکه در شأن من نیز نمی‌باشد و به رغم همه مشغله‌ها و گرفتاری‌ها و به‌رغم آنکه می‌دانم به حیثیت اینجانب لطمه خواهد خورد، آماده‌ام مسوولیت تحقیق و بررسی جهت تعیین صحت و سقم این حوادث و اخبار رسیده را بر عهده گیرم و تعهد شرعی می‌نمایم بدون حب و بغض و با رعایت کمال انصاف به بررسی و ارائه گزارش بپردازم.

اما موضوع مطرح شده از این قرار است:

عده‌ای از افراد بازداشت‌شده مطرح نموده‌اند که برخی افراد با دختران بازداشتی با شدتی تجاوز نموده‌اند که منجر به ایجاد جراحات و پارگی در سیستم تناسلی آنان گردیده است. از سوی دیگر افرادی به پسرهای جوان زندانی با حالتی وحشیانه تجاوز کرده‌اند به طوری‌که برخی دچار افسردگی و مشکلات جدی روحی و جسمی گردیده‌اند و در کنج خانه‌های خود خزیده‌اند.

با توجه به اهمیت مساله انتظار است این اقدام توسط هیاتی بی‌غرض و شفاف از طرف رئیس مجلس خبرگان رهبری مورد بررسی و پیگیری تا حصول نتیجه قرار گیرد. تا درسی برای آیندگان شود و فرصت به اراذل و اوباشی از این دست ندهد تا آبروی نظام و امام و جمهوری‌اسلامی را بر باد ندهند و خدمات هزار ساله روحانیت را مخدوش نمایند. به عنوان آخرین مطلب نیز یادآور می‌شوم از این نامه دو نسخه تهیه گردیده که یکی مهر و موم شده برای جنابعالی ارسال و دیگری نزد بنده قرار دارد.

با آرزوی توفیق
مهدی کروبی
۷ مرداد ۸۸


بدست : سعید |
دوشنبه 1388/05/12 | 15:21
درباره حوادث تلخ بعد از انتخابات نكات درخور توجهي وجود دارد:

1) علي عليه‌السلام در اوصاف مردم كوفه مي‌فرمايند: «لقد علمت انه لا يصلحكم الا السیف و لكن ما انا به مفسد نفسي لا صلاح الآخرين»
به تحقيق دانستم كه شما مردم كوفه به راه راست نمي‌شويد مگر با شمشیر (كنايه از فضاي رعب و وحشت) ولكن من خودم را فاسد نمي‌كنم براي اصلاح ديگران. سيره نبوي و علوي هم گواه همين است كه حاكم اسلامي حق تحميل رفتارهاي جبارانه بر جامعه براي بقاي حكومت ندارد و الا علي (ع) به جاي اين همه شكوه از كوفيان همان‌گونه كه حاكمان پس از او مردمان كوفه را مجبور به اطاعت كردند، عمل مي‌نمود. «در فرهنگ اسلامي از حرام، حلال زاده نمي‌شود». 2) سيره‌ عملي امام راحل بر نفي اباحيگري استوار بود، چنانچه باند مهدي هاشمي را كه بر اساس مشروعيت «هدف وسيله را توجيه مي‌كند» دست به جنايت مي‌زدند، محاكمه و مجازات نمود. اسلام به‌خصوص براي جان و مال مسلمين يا آنان كه در پناه جامعه‌ اسلامي مي‌زيند، حرمت ويژه‌اي قائل است، بنابراين تمامي فقها در مواجهه با جان و مال دعوت به احتياط شديد مي‌نمايند و قرآن چه خوب مي‌فرمايد كه «من قتل نفسا بغير نفس او فساد في الارض فكانما قتل الناس جميعا» قتل يك نفر بدون آنكه در قبال قصاص يا فساد در زمين باشد، مساوي است با قتل تمامي مردم.
3) نصرت موعود الهي در قبال تقوا پيشگي و عمل به فرامين خداست كه «ان تنصرالله ينصركم و يثبت اقدامكم». كم نبودند اقوامي كه در ابتدا حمايت الهي را داشتند و با اعمال خود مشروعيت خويش و حمايت الهي را زدودند و چون كفي بر آب، به كناري رفتند.
حكومت و ولايت در صورتي الهي مي‌ماند كه در چارچوب حدود خدا عمل نمايد و الا اينكه خداي ناكرده با انجام محرماتي آن هم در اموري كه مربوط به جان مردم است، حكومتي را برپا نماييم كه فروعي از احكام الهي را هم پياده نمايد، مقبول درگاه الهي نخواهد بود كه «انما يتقبل الله من المتقين» خداوند اعمال نيك را فقط از متقين مي‌پذيرد.
4) متاسفانه عوامل متعددي دست به دست هم داد و منجر به آن شد كه در قضاياي پس از انتخابات چه در برخوردهاي خياباني چه پس از آن در زندان، بعضا نيروهاي امنيتي حدود الهي را مراعات ننمايند و خوف آن مي‌رود در صورت عدم مواخذه به رويه‌اي فاسد تبديل شود، اخبار و آثار قطعي موجود است و در صورت ضرورت قابل ارائه كه حكايت از موج اباحيگري در زندان‌ها و رفتارهاي نيروهاي امنيتي با شهروندان جامعه‌ اسلامي دارد، مسوولان مملكتي بايد بدانند كه ريختن خون بي‌گناه مشروعيت‌زدا است.
تعيين كميته‌اي ويژه براي پيگيري رفتارهاي خارج از چارچوب كه در زندان با متهمان (كه جرم آن‌ها ثابت نشده است) مي‌شود، حداقل توقع است كه مردم داشتند . حكومت اسلامي ضامن پياده شدن احكام اسلام است خصوصا آنجا كه كساني در معرض اتهام قرار دارند كه خود را منصوب به ولايت مي‌دانند يا خداي ناخواسته از قواي نظامي و انتظامي هستند سكوت در قبال چنين شبهاتي به بي‌تفاوتي پشتيبانان اصلي نظام مي‌انجامد، آنها كه خود را در مقابل خدا مسوول مي‌دانند و ارتباط خويش با ديگر افراد را در همين چارچوب تعريف مي‌نمايند.


بدست : حمید فاتحی |
جمعه 1388/05/09 | 21:15
يادداشت کمال تبريزي در سوگ سيف الله داد
کمال تبريزي در پي درگذشت سيف الله داد کارگردان سينماي ايران متني را نوشت. اين کارگردان سينماي ايران در متن اين يادداشت که در ايسنا منتشر شده، آورده است؛ «الان سيف الله پيش رسوله،، کلي با هم گل ميگن و گل ميشنون و به ريش همه ما مي خندن، چون الان هر دوشون به اين يقين رسيدن که چقدر دنيا فريبنده انسان و در عين حال دروغين و موقتيه، الان حقيقت دنيا و آخرت براي سيف الله روشن شده و به درک و فهمي رسيده که عرفا بهش ميگن علم اليقين، الان سيف الله و رسول دارن در مورد کارگرداني جهان خلقت حرف مي زنن، و به تلاش پوچ و بيهوده بعضي ها ... از ته دل مي خندن، الان سيف الله به رسول ميگه؛ «راستي اگه خدا به آدما عمر جاويدان مي داد چه مي کرد اين اشرف مخلوقات؟، حتماً خشونت و بي رحمي با همنوعانش به حدي مي شد که فعلاً براي کسي قابل تصور نيست،» و رسول هم در جوابش با حس و حال مخصوص خودش براي سيف الله اين شعر معروف شهريار رو مي خونه که؛ حيدر بابا دونيا يالان دونيادي / سليمانان ، نوح دان قالان دونيادي.../ اوغول دوغان درد سالان دونيادي... مطمئن باشيد الان روح هردوشون در کنار هم شاده و آرامشي دارن که ما حتي يه لحظه نمي تونيم فکرشو بکنيم. سيف الله و رسول الان بدون هيچ ممنوعيتي، مي تونن حرف بزنن و فيلم شونو بسازن، روح شادشون شادتر باد، خوشا به حال آنان که رفتند و بدا به حال ما که مانديم، به حال همه رفتگان ديروز و امروز غبطه بايد خورد، خداوندا عاقبت همه ما را به خير کن ، الهي آمين.»


بدست : حمید فاتحی |
سه شنبه 1388/04/23 | 11:38
نکنه یه وقت به حکومت کمونیستی چین بر بخوره!!

سلام دوستان در چند روز گذشته شاهد این بودیم که کشور چین به سرکوب و شکنجه و کشتار مسلمانان در شرق این کشور پرداخته است. البته این مطلب را فقط از طریق اینترنت و رسانه های غیر دولتی می توان متوجه شد.حال سئوال اساسی این است که چرا این مسئله را صدا و سیما انعکاس نمیدهد؟.مگر چه تفاوتی بین یک مسلمان فلسطینی و یک مسلمان چینی جود دارد؟. مسئله غزه را همه دیدیم که تلویزیون حتی به صورت زنده پخش میکرد ولی سخنی از کشتار مسلمان چینی نیست حتی مسئولان مملکت که خود را موظف به حمایت از مسلمانان غزه ایی میدانند در این مورد هیچ سخنی نمی گویند و به قول قرآن عزیز " صم بکم عمی" یعنی کر و کور و گنگ شده اند.آقای احمدی نژاد که خود را سردمدار حمایت از فلسطین میداند و با صدای بلند نعره می زند که اسرائیل باید نابود شود این بار مُهر بر دهانش زده شده که در مورد کشتار مسلمانان چینی چیزی نمیگوید. مشخص است چین از حکومت و نظام ما حمایت می کند از فریادهای ظلم ستیز مسئولان ما در امان است ولی در مقابل رژیم غاصب صهیونیستی با ما دشمن است و باید از کره زمین محو شود و حق چنین کشتاری را ندارد.

 خوب آقایان پیش خود فکر می کنند که مصلحت نیست به حکومت چینی ها چیزی بگوییم٬بله آقایان تا وقتی دین را حافظ منافع خود ببینند به آن عمل میکنند (مثلا حمایت از غزه چون نوعی مقابله با آمریکاست) ولی وقتی دین و ظلم ستیزی  موجب به هم خوردن منافعشان شود آن وقت نباید به این دین عمل کرد.

تا وقتی که کشور چین از ما حمایت میکند٬ کشور دوست و برادر است ولی اگه همین چینی ها خدای نکرده با این نظام مشکلی پیدا کنند آن وقت میشوند حکومت کمونیستی چین و باید در سیما گفته شود که ظالمانه مسلمانان را می کشند و باید فریاد زد و آن را به شدت محکوم کرد .

دقیقا همین قضیه را در مورد خانم مصری و محجبه ای که در دادگاه آلمانی ظالمانه کشته شد مشاهده کردیم. چون ما با هر دو کشور مصر و آلمان مشکل داریم و آنها  نظام ما را تائید نمی کنند باید بگوییم شهیده حجاب و به شدت محکوم کرد و تو بوق و کرنا گذاشت و بارها در سیمای مملکت به این مسئله پرداخت.

پیشنهاد می کنم جناب آقای احمدی نژاد دینداری را از نخست وزیر ترکیه رجب طیب اردوغان یاد بگیرد که هم در مورد مسئله غزه و هم در مورد مسئله چین موضع یکسان و انسان دوستانه ای داشت.در مورد مسئله ای مثل حجاب هم  ایشان در حالی به حجاب همسر خود افتخار می کند که درکشوری لاییک نخست وزیر است .


بدست : حمید فاتحی |
جمعه 1388/04/19 | 12:23
احمدی نژاد در پی باز کردن پیوند سبز مردم

        احمدی نژاد در تلاش برای باز کردن پیوند سبز مردم

سخنرانی احمدی نژاد در مراسم آغاز سال تحصیلی

      


بدست : سعید |
دوشنبه 1388/04/15 | 18:58

محبت شدیدی که سابقا ابراز میکردم
دروغ وبی اساس بود و در حقیقت نفرت به تو
روز به روز زیادتر میشود و هرچه بیشتر ترا میشناسم
پستی و وقاحت تو بیشتر در نظرم آشکار میگردد
در قلب خود احساس میکنم که ناچارباید
از تو دور باشم و هیچگاه فکر نکرده بودم که



شریک زندگی تو باشم زیرا ملاقاتهاییکه اخیرا با تو کردم
طبیعت و زمانه روح پلیدت را آشکار ساخت و
بسیاری از اخلاق و صفات تو را به من شناساند و میدانم که
خشونت طبع و تند خوئی ترا بدبخت خواهد کرد
اگر عروسی ما سر بگیرد مسلما همه عمر خود را با تو
به پریشانی و بد ختی خواهم گذراند و بدون تو عمر خود را
در نهایت شادکامی طی خواهم کرد در نظر داشته باش که روح من
هیچگاه بتو رام نخواهد شد و نفرت و کینه ام پیوسته
متوجه تواست این نکته را باید در نظر داشته باشی و بدانی که
از تو میخواهم آنچه را که گفته ام شوخی و مسخره نکنی و بدانی که
این نامه را از صمیم قلب مینویسم و چقدر تاسف میخورم اگر
باز هم در صدد دوستی با من باشی با نهایت نفرت از تو میخواهم
که از پاسخ دادن به این نامه خودداری کنی زیرا نامه های تو سراسر
مهمل و دروغ است و نمیتوان گفت که دارای
لطف و حرارت میباشد بطور قطع بدان که همیشه
دشمن تو هستم و از تو بشدت متفنر هستم و نمیتوانم فکر کنم که
دوست صمیمی و وفادار تو هستم


بدست : احسان صالح |
یکشنبه 1388/04/14 | 21:6
خدایا کفر نمی‌گویم،
پریشانم،
چه می‌خواهی‌ تو از جانم؟!
مرا بی ‌آنکه خود خواهم اسیر زندگی ‌کردی.
خداوندا!
اگر روزی ‌ز عرش خود به زیر آیی
لباس فقر پوشی

غرورت را برای ‌تکه نانی
‌به زیر پای‌ نامردان بیاندازی‌
و شب آهسته و خسته
تهی‌ دست و زبان بسته
به سوی ‌خانه باز آیی
زمین و آسمان را کفر می‌گویی
نمی‌گویی؟!
خداوندا!
اگر در روز گرما خیز تابستان
تنت بر سایه‌ی ‌دیوار بگشایی
لبت بر کاسه‌ی‌ مسی‌ قیر اندود بگذاری
و قدری آن طرف‌تر
عمارت‌های ‌مرمرین بینی‌
و اعصابت برای‌ سکه‌ای‌ این‌سو و آن‌سو در روان باشد
زمین و آسمان را کفر می‌گویی
نمی‌گویی؟!
خداوندا!
اگر روزی‌ بشر گردی‌
ز حال بندگانت با خبر گردی‌
پشیمان می‌شوی‌ از قصه خلقت، از این بودن، از این بدعت.
خداوندا تو مسئولی.
خداوندا تو می‌دانی‌ که انسان بودن و ماندن
در این دنیا چه دشوار است،
چه رنجی ‌می‌کشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است…
دکتر علی شریعتی


بدست : محمد |